زنبورک

نیش زنبورک دواست

وضعیت بد لباس اهدایی به چنج ویزا

جزیره کیش سالانه میزبان تعداد زیادی از اطباع خارجیست که اکثر اونها از نیروهای کارگری هستند که از کشورهای حاشیه خلیج فارس واسه چنج ویزا به کیش سفر می کنند و در بین اونها تعدادی زیادی خانم های خارجی هستند.

جونم بگه واستون، خیلی از این خانم ها، معمولاً اونهایی که واسه اولین بار وارد کیش میشند، واسه اینکه از نظر حجاب و پوشش مشکل دارند، به اونها یک دست مانتو شلوار و روسری داده میشه.

وجداناً مشخص نیست چه کسی این دست لباس رو طراحی کرده، اما هرکی بوده مطمئناً نه از نظر زیبا شناختی رنگ و مدل، نه از نظر اینکه واقعاً این لباس ها یک درصد که چه عرض کنم، یک صدم درصد هم واسه این خارجی ها جذابیت داره یا نه اطلاعات نداشته.

چونکه این مانتوها بیشتر شبیه به گونی گشادیست که این خانم های خارجی مجبورند که در بدو ورود بپوشند و هیچ شباهتی به مانتوهای حتی اداری که خانم ها می پوشند نیست، بخاطر همین با هر کدوم از اونها که صحبت می کنی، می بینی که هیچکدام از اونها از این لباس ها رضایت ندارند و با اکراه اون رو می پوشند.

آیا تا به حال، اون عزیزانی که این لباس ها رو انتخاب کردند و در اختیار خانم های خارجی قرار میدهند به این نکته توجه کرده اند که آیا اگه این لباس ها رو به یه خانم ایرانی که حجاب هم در ذهن و فرهنگ و دین اون جایگاه ویژه ای داره، داده بشه راضی میشه این مانتوها رو بپوشه؟ و جواب مطمئناً "خیر" هست.

این لباس ها به رنگ تیره هستند، همین رنگ تیره یکی از مواردی هست که اگه در انتخاب رنگ اون از یه رنگ نسبتاً روشن استفاده می شد می تونست بهتر باشه.

یکی دیگه اینکه این لباس ها اکثراً بدون توجه به سایز افراد به اونها داده میشه و یا لباس ها واسه اون خانم خارجی که می خواد اون لباس رو بپوشه تنگه یا اکثراً اونقدر گشاده که روی بدن اون طرف به قولی گفتنی زار می زنه.

یکی دیگهع اینکه این لباس ها از پارچه هایی با کیفیت بسیار بد انتخاب شده که بعد از یه شستشو کلاً از حالت نو بودن خارج میشه و بیشتر شبیه به لباس های کهنه و دست چندم میشه.

اما ...

اما به نظر زنبورک میشه با کمی خلاقیت و هنرمندی و احساس مسئولیت یه کاری کرد که هم این لباس ها کیفیت و رنگ و مدل مناسب تری داشته باشد و هم این خانم ها رو به حجاب علاقمند کرد نه متنفر.

اگه اون نهادی که مسئول انتخاب این لباس هاست و این لباس ها رو تهیه میکنه بیاد و با کمی برنامه ریزی و دقت، این لباس ها رو از پارچه هایی با کیفیت مناسب و رنگ روشن و متنوع طراحی کنند و همچنین می توان بر روی آنها از آرم و نشانه ای از جزیره کیش استفاده کرد و مطمئناً اگه این لباس ها شرایط خوبی داشته باشند و برای این خانم های خارجی زیبایی هم داشته باشند، مطمئناً این به پوشیدن این لباس ها علاقمند می شوند و با پوشیدن این لباس های پوشیده و بدون مشکل بد حجابی به حجاب و حتی ممکن است به اسلام نیز علاقمند شوند.

پس جا داره مسئولین امر به این نکته بسیار مهم که سالهاست بدون هیچ بازنگری و دقت انجام شده است دوباره نگری کنند و به این وضعیت نامناسب سروسامانی بدهند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 26 مرداد1390ساعت 12:34  توسط آریا مختاری  | 

اندراحوالات بیمارستان کیش

جزیره کیش تنها یه بیمارستان داره که اون هم از نظر امکانات، در حد و اندازه خوبیه، تا اونجا که خیلی از کارشناسان اهل فن داخلی و خارجی که تا حالا امکانات این بیمارستان رو دیدند، امکانات اون رو تایید کردند؛ اما ...

جونم بگه واستون، اما واسه یه مرکز بهداشتی، اون هم بیمارستان، اون هم تنها بیمارستان، تجهیزات استاندارد تنها کافی نیست و به یه مدیریت خوب، کادر پزشکی متخصص، اخلاق و رفتار خوب پرستاران و کادر اداری و مهمتر از همه اینها اعتماد مردم هم احتیاج داره که این آخری، یعنی اعتماد مردم، در نتیجه مهیا بودن همه اون موارد، مثل تجهیزات، مدیریت خوب، کادر پزشکی مجرب به دست میآد.

متاسفانه همونطور که همه ما می دونیم، یه مدتی بود که با اینکه تنها بیمارستان کیش به تجهیزات استاندارد و کادر پزشکی نسبتاً خوب مجهز بود اما به دلیل نبود یه مدیریت خوب و کمی تا قسمتی کمبود کادر پزشکی در حد و اندازه متخصص و فوق تخصص و برخورد نسبتاً تند برخی از کادر پرستاری و اداری، (همینجا بگم که خیلی از پرستاران زحمت کش و کادر اداری بیمارستان رفتار خوبی داشته و دارند، اما خُب بین اونها هم پیدا میشند افرادی که با ارباب رجوع و بیماران رفتاری تند داشتند) کمی تا قسمتی اعتماد مردم رو از دست داده بود.

مثلاً یکی از مواردی که مردم از اون خیلی خیلی گله و شکایت داشتند، بحث نبود یه پزشک متخصص و مورد اعتماد مردم در بحث نوزادان و کودکان بود.

اما خوشبختانه با تغییر مدیریت بیمارستان و اومدن دکتر آذرمهر به عنوان مدیریت جدید بیمارستان، گویا کم کم شاهد این مسئله هستیم که داره یه اتفاقات خوبی می افته که نتیجه اون چیزی نیست جز اعتماد مردم به تنها بیمارستان کیش.

همین چند وقته هرجا می نشینیم و بلند میشیم، بحث حضور یه متخصص خوب کودکان توی بیمارستان کیش هست که مردم هم از طبابت اون و هم از رفتار و اخلاق اون تعریف و تمجید می کنند و این نشون دهنده اینه که مردم مهمترین و بهترین قاضی هستند و اگه زمانی زنبورک می گفت و می نوشت که وضع و اوضاع تنها بیمارستان کیش اونطور که باید مناسب نیست، نه با مدیریت و پزشکان قبل دشمنی داشت و نه حالا با مدیریت جدید و پزشکان جدید دوستی و آشنایی داره، زنبورک تا حالا هنوز مدیریت جدید بیمارستان و این متخصص کودکان رو هم ندیده.

این رو گفتم که بدونید واسه زنبورک مهمتر از هر چیز رضایت و یا گله و شکایت مردم هست و واسش فرقی نداره که چه کسی هست و چه کسی نیست، در این مورد واسه زنبورک مهم مدیریت و کادر پزشکی و خدمات خوب بیمارستان به مردم هست و در نتیجه رضایت مردم از این موضوع.

ما می دونیم که جذب پزشک خوب به کیش به دلیل کم بودن بیمار نسبت به سرزمین اصلی به همین راحتی و سادگی هم نیست و باید با گذاشتن امکانات خوب و مناسب در اختیار این پزشکان و خونواده اونها، این پزشکان خوب و فوق تخصص رو به کیش دعوت کرد و با توجه به این همه هزینه ای که توی کیش میشه، جا داره واسه سلامت مردم هم که شده با صرف هزینه این امکانات خوب و مناسب رو واسه زندگی این پزشکان خوب توی کیش رو مهیا کرد و اونها رو به کیش جذب کرد.

زنبورک امیدواره با مدیریت جدید بیمارستان که با اومدن اون کم کم شاهد اتفاقات خوبی در بحث بیمارستان کیش هستیم، وی تمام سعی و تلاش خود رو واسه جذب کادر پزشکی خوب، رعایت اخلاق مداری در کادر پرستاران و کادر اداری بیمارستان به خرج بده تا هر روز شاهد اعتماد بیشتر مردم به تنها بیمارستان کیش باشیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 مرداد1390ساعت 12:52  توسط آریا مختاری  | 

مدیران مردمی و غیر مردمی در کیش

امروز می خوام درباره مسئله ای بگم و بنویسم که شاید برخی از عزیزان که دوست دارند هر چیزی رو به سیاست نسبت بدهند، کمی تا قسمتی سیاسی قلمداد بشه، اما همین اول کار میگم که زنبورک همیشه شعارش این بوده که "زنبورک رو چه به سیاست" و این نوشته هم بیشتر یه مسئله اجتماعی و اخلاقی و رفتاریه نه سیاسی.

جونم بگه واستون، نه تنها توی جزیره کیش، بلکه توی همه کشور ما دو دسته رئیس، مسئول و مدیر و مدیرعامل داریم، یک دسته اونهایی هستند که از اونها به نام مدیران مردمی یاد میشه و یه دسته ای دیگه که از اونها به نام مدیران غیر مردمی یاد میشه.

توی کیش هم ما این دو دسته مدیر رو داریم و این عزیزان رو میشه از گفته و نظرات مردم و ارباب رجوع و خبرنگارها رو از هم تمیز داد.

این دو دسته، مشخصاتی هم دارند که بهتره به برخی از اونها اشاره کنم، دسته اول که به نام مدیران مردمی از اونها یاد میشه، مدیرانی هستند که سعی می کنند تا اونجا که ممکنه و وقت بهشون اجازه میده با مردم ارتباط خوبی برقرار کنند و ارباب رجوع خیلی راحت می تونه اونها رو ببینه، توی سطح شهر میشه اونها رو بین مردم دید، ما خیلی وقت ها دیدیم مدیرانی که با خونواده اومدند بازار یا کنار ساحل که با خونواده کمی استراحت کنند اما مردم و کسانی که مشکلی دارند دور اونها جمع میشند و مدیر هم با روی خوش جوابگوی مردم هستند، اصلاً نمی خوام بگم این کار مردم درسته یا نه اما خُب این نشون میده که این مدیران مردمی، وقتی رو که واسه خودشون و خونواده هاشون در نظر گرفتند رو واسه مردم هزینه می کنند، خیلی از این مدیران هستند که واسه انجام وظیفه، ساعت اداری ندارند و صبح و شب واسشون فرقی نداره، ما در این زمینه می تونیم مسئولین راهنمایی و رانندگی و پلیس کیش رو نام ببریم، تنها من که نه ... همه شما اونها رو در ساعات مختلف روز و شب که ساعت اداری نیست، توی خیابون و سطح جزیره دیدید که توی هوای گرم و شرجی بالای هوا در سطح جزیره و کنار مردم هستند و با مردم ارتباط دارند. فرمانده پلیس کیش هم که معمولاً شب ها تا دیر وقت توی خیابون ها، توی بازارها و اماکن تفریحی گشت می زنه و با مردم در ارتباط نزدیکه و مردم خیلی راحت می تونند او رو ببینند و با اون صحبت کنند.

مدیر مردمی دیگه ای داریم توی کیش، مثل رئیس صدا و سیمای کیش که با اینکه رئیس یه نهاد مهم حکومتی هست و شغل نسبتاً مهمی داره اما خیلی راحت با مردم در ارتباط هست و توی مراسم ها و برنامه ها میشه اون رو معمولاً در ردیف هایی به جز ردیف اول و دوم صندلی ها دید.

خوشبختانه توی این دوره از مدیریت جدید سازمان منطقه آزاد کیش، مدیرعامل سازمان هم با راه اندازی دفتر ارتباطات مردمی و همین که توی بعد از مراسم ها و برنامه ها مردم دور اون جمع میشند و مشکلاتشون رو با او درمیون میگذارند خودش نشون دهنده اینه که مدیرعامل سازمان هم به مسئله مهم ارتباط با مردم و مردمی بودن اعتقاد داره.

اما ... اما توی کیش هستند مدیرانی که نمیشه به راحتی اونها رو دید، معمولاً توی هر برنامه و مراسمی که شرکت می کنند از در ویژه سالن وارد و خارج میشند و سوار بر ماشین سریعاً محل رو ترک می کنند، معمولاً توی دوران مدیریتی به ندرت اونها رو در سطح جزیره میشه دید، مردم واسه دیدن اونها روزها باید پشت درهای بسته منتظر بمونند و بعد از چند روز، باز هم موفق به دیدن این مدیران عزیز نمیشند.

چند وقت پیش یکی از همین مدیران که دیر به یک برنامه رسیده بود، مستقیم اومد و ایستاد کنار صندلی های ردیف اول که همه صندلی ها پر بود، وقتی اون اومده و ایستاده اونجا، یعنی یکی باید بلند بشه تا ایشون بنشینه خُب، خلاصه مسئولین برگزاری برنامه مجبور شدند یکی از آقایان که مدیر و مسئول و رئیس نبود و ردیف اول نشسته بود رو جلوی اون همه آدم که توی سالن بود بلند کنند تا این مدیر بنشینه !!!.

آره جونم، ما توی کیش هم این دو دسته مدیر رو داریم و امیدواریم که اون مدیران دسته دوم از رفتار و کردار مدیران دسته اول که به اونها مدیران مردمی گفته میشه، یاد بگیرند و به این نکته مهم توجه کنند که این سمت ها و مدیریت ها پایدار نیست و مثل یه طوفانه که سریعا و با سر و صدا و کوبنده میآد، اما همونطور سریع اما بدون سر و صدا میره.

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 مرداد1390ساعت 11:11  توسط آریا مختاری  |